چهارشنبه سوری شیرین عسل
چهارشنبه سوری باباجونت کیک خرید رفتیم خونه مادرجون خیلی خوشحال شدی فکر کردی تولدته برات شعر تولد خوندیم چند تا کبرت روشن کردیم چون شمع نداشتیم همشو خاموش کردی شروع کردی به دست زدن ...
نویسنده :
مامانی و بابایی
14:15











