علیعلی، تا این لحظه: 16 سال و 8 ماه و 16 روز سن داره

علی شیرین عسل

چهارشنبه سوری شیرین عسل

چهارشنبه سوری باباجونت کیک خرید رفتیم خونه مادرجون خیلی خوشحال شدی فکر کردی تولدته برات شعر تولد خوندیم چند تا کبرت روشن کردیم چون شمع نداشتیم همشو خاموش کردی شروع کردی به دست زدن      ...
17 ارديبهشت 1391

علی کوچولو در شهربازی

اینجا بردیمت رنگین کمان شهربازی همه وسیله های اونجا رو سوار شدی کلی ذوق کرده بودی وقتی میخواستیم بیایم خونه گریه کردی برات بادکنک خریدیم اخرش قانع شدی بعدش رفتیم غذا خوردیم موقع برگشت به خونه تو ماشین بالا اوردی کل لباست کثیف شد اومدی خونه گرفتی خوابیدی      ...
17 ارديبهشت 1391

سفرهای شیرین عسل

اینجا رفتیم باغ اطراف ارومیه میخواستم عکس بگیرم بهت میگفتم وایستا میشستی که ازت عکس بگیرم اونجا خیلی اب بازی کردی سر تا پاهات خیس شده بود وقتی اب بازی میکردی اونقدر ذوق میکردی که همه خندشون میگرفت ...
17 ارديبهشت 1391

عاشقانه

تقديم به همسرم وتبريك  که چند روز دیگه تولدشه همسرم،هستي هميشه مونس شبهاي تارم گرنباشي روزوشب ازدوريت من بيقرارم! اي پناهم بي توباشم من غريب وبي پناهم من بهارانم هميشه چونكه هستي دركنارم اي اميد زندگي اي معبد عشق وصفايم ناخدايم گرچه ميدانم كه بي مهرو وفايم اي سفيدي بخش شبهاي نگون بخت سياهم اين توهستي نغمه خان مهربان بچه هايم هرزمان هستي صفاومهرميباردبه خانه گرم ميباشدهميشه سردي اين آشيانه محوميگردد تمام غصه وُ اشك شبانه چون توهستي بهترازآواوُهرشعروترانه اي نگينِ پُر بهاء انگشتراين دستهايم همسرم اي رازدارومونس اين قصه هايم شادهستم باتومن درزندگي همرازهستم اي شريك دردها وُشكوها وُغ...
17 ارديبهشت 1391